طنز نوعی گفتمان است که نویسنده از آن برای انتقاد از موضوعی و یا برای ایجاد شادی و خنده استفاده می کند. در ادبیات معاصر ایران از طنز برای بازتاب دیدگاه های انتقادی استفاده شده است. چنانچه داستان پرداز بسیاری چون جمالزاده از این ابزار برای بیان موضوعات جدی و انتقادی خود در زمانی که نویسندگان زیادی با زبان جد انتقادات خود را بیان می کردند. استفاده نموده اند. در داستان کباب غاز، جمالزاده با درونمایه انتقاد اجتماعی سعی به تصویر کشیدن جامعه زمان خود را دارد. سیر داستان روان و رگه های طنز در ان محسوس است. او با استفاده از تشبیه، اغراق، تضاد، القاب غیر متعارف، طعنه و کنایه از یک سو و ساخت تیپ های شخصیتی لحن داستانی و نثرعامیانه از سویی دیگرطنز خود را بیان می کند. توجه زیاد او به مضمون داستان بیش از سبک و ساختار داستان نویسی است و در نتیجه داستان های جمالزاده از انسجام برخوردار نیست. در داستان کباب غاز گوشه هایی از زندگی ایرانیان در دوره ی مشروطه به صورتی انتقادی و با نثری ساده طنزآمیز و آکنده از ضرب المثل ها و اصطلاحات عامیانه بیان شده است. آدم هایی از جنس خود مردم که شاید بتوان نمونه های آن را در این زمان نیز یافت. مولفه اصلی طنز در این داستان را میتوان استفاده از زبان عامیانه و طنز موقعیت بیان کرد.
داستان کتاب «کباب غاز» در مورد کارمندان دوره ی پهلوی است، یکی از کارمندان در شب عید نوروز ترفیع رتبه ای می گیرد و بر اساس قراری که با دوستانش بسته است باید بیش از بیست نفر از دوستان و همکارانش را به کباب غاز دعوت کند. پس تصمیم می گیرد دوستانش را در دومین روز عید نوروز مهمان کند، از آن جایی که او تازه زندگی مشترکش را شروع کرده با کمبود ظرف و قاشق و چنگال مواجه می شود، جهیزیه همسرش فقط برای دوازده نفر پاسخگو است.
راوی و همسرش با استدلال های خودشان امکان خریدن و قرض گرفتن ظرف اضافی را هم نفی می کنند. پس چاره ای ندارند جز اینکه مهمانی شان را طی دو روز متوالی برگزار کنند. اما غافل از اینکه دو روز مهمانی دو کباب غاز می خواهد، و با یک کباب غاز نمی شود دو روز مهمانی داد. و اگر نصف غاز را هم بیاورند سبب خجالت آن ها نزد دوستانشان می شود.
راوی روز دوم نوروز، زمانی که آماده ی پذیرایی از مهمان هایش است، با ورود مصطفی – پسرعموی راوی- به مشکل کار خود پی می برد و سعی می کند از او کمک بگیرد، اما مهمانی آن طور که راوی می خواهد برگزار نمی شود.داستان کوتاه «کباب غاز» هم از جهت فرم و پیرنگ و هم از جهت محتوا و ارجاع های فرهنگی و اجتماعی درخور توجه است و البته از آنجایی که جزو نخستین تجربه های داستان کوتاه در تاریخ ادبیات داستانی ایران است، نقص ها و کمبودهایی هم دارد و آسیب هایی هم می شود در آن دید.
تم داستان را می توان جمله ی پایانی آن دانست که می گوید: «از ماست که بر ماست» و سراسر داستان نقدی است بر فرهنگ تظاهر، ظاهرسازی و ظاهرفریبی حاکم در جامعه! تعارف های بی اساس و خجالت کشیدن از بودن و نشان دادن خود واقعی.


نقد و بررسیها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.